fajr 98 1

تیتر اخبار

چه کسی آنلاین است؟

ما 248 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم
یادداشتهای اهل قلم

یادداشتهای اهل قلم (10)

ابوالفضل خداپرست، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به صحبت های چندی پیش محمدرضا باهنر، اظهار کرد: اصولگرایان علاقه مند هستند که فضای بین خودشان را مثبت و انسجام اصولگرایان را قاطع نشان دهند در حالی که همان طور که اصلاح طلبان به بزرگ ترین مشکلات درون حزبی برخورده اند، اصولگرایان نیز مشکلات درون حزبی زیادی دارند.

وی افزود: هدف اصلی اصولگرایان ائتلاف سازنده در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی است زیرا نمی خواهند آرایی که مربوط به آنها می شود در احزاب کوچک دیگر پخش شود. سیاست اصلی اصولگرایان در بازه زمانی حال حاضر تقویت وحدت و انسجام رفتار است، اما مشکلات بسیار زیادی در این جبهه وجود دارد که به نظر نمی رسد تا پیش از انتخابات مجلس شورای اسلامی قابل حل باشد.

این فعال سیاسی اصولگرا خاطر نشان کرد: اصولگرایان باید به دنبال راهبردهای جدید در حوزه های مهم اقتصادی باشند زیرا بسیاری از مردم گمان می کنند، اصولگرایان از وضع موجود راضی هستند و به دنبال تشدید فشار های اقتصادی موضع گیری هایی انجام می دهند.

خداپرست یادآور شد: روابط جبهه اصولگرایان برخلاف پیشرفتی که اصلاح طلبان در برقراری ارتباط با مردم داشته اند اندکی رو به انزوا رفته است و لازم است تا اصولگرایان به دنبال راهکاری برای جلب اعتماد دوباره مردم باشند.

وی ادامه داد: جمنا تمام نشده است اما بسیاری از اعضای جبهه اصلاحات علاقه دارند این جریان را از بین رفته و منحط شده معرفی کنند. در صورتی که شورای ائتلاف جریان ارزشی انقلاب (شاجا) تشکیل شود، جمنا به عنوان بازوی قدرتمند این شورا به فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود ادامه خواهد داد.

خداپرست تصریح کرد: اختلافات میان چمران و مصباحی مقدم به عنوان دو تن از شاخص ترین اصولگرایان جریان راست سیاسی کشور نشان دهنده نبودن وحدت در میان این جریان است و در حالی که اصلاح طلبان برای پیروزی در انتخابات مجلس شورای اسلامی برنامه ریزی می کنند، اصولگرایان هنوز مشغول اختلافات داخلی هستند.

منابع رسمی اماراتی پس از ۱۵ ساعت سکوت و تکذیب سرانجام یکشنبه شب به هدف قرار گرفتن ۴ فروند نفتکش در بندرالفجیره اعتراف کردند. بندر الفجیره با مساحتی حدود هزار و ۱۶۵ کیلومترمربع و جمعیتی افزون بر ۱۳۰ هزار نفر، یکی از هفت امیرنشین امارات عربی متحده است. این منطقه از سمت غرب به شارجه و رأس الخیمه، از جنوب به کلبا و از شرق به دریای عمان محدود می‌شود. بازار گمانه زنی درباره پیامد‌ها یا عاملان این حادثه هم اکنون در محافل سیاسی و رسانه‌ای داغ است؛ این موضوع از زوایای گوناگون قابل تحلیل است.  
۱- فجیره، تنها بندر نفتی و صنعتی امارات در حاشیه دریای عمان است. اماراتی‌ها چند سال پیش یک خط لوله انتقال نفت به طول ۳۷۰ کیلومتر از ابوظبی به این بندر کشیدند تا بگونه‌ای تنگه هرمز را دور بزنند. این بندر از این نظر بسیار مهم است.

۲- سکوت و تکذیب رویداد و دروازه بانی شدید برای جلوگیری از درز کردن حتی یک فریم عکس یا ویدئو بیانگر آنست که حادثه غافلگیرانه بود. شیخ نشین امارات هنوز در مورد جزییات حادثه و مسببان احتمالی سخنی نگفته است.
۳- رسانه‌ها شماره هفت فروند کشتی آسیب دیده را منتشر کردند، اما مقام‌های رسمی فقط به مورد حمله قرار گرفتن ۴ فروند اذعان داشتند که نشان می‌دهد کاستن از حجم حادثه  و پیامد‌های آن مدنظر بوده است.   
۴- ماهیت این حادثه بیش از آنکه امنیتی باشد، اقتصادی است، طبعا پیامد‌های آن بر بازار انرژی، بورس و... قابل توجه خواهد بود. کشور‌های صادرکننده مانند ونزوئلا، لیبی، الجزایر هم که به علت تنش‌های داخلی ناتوان در عرضه بقدر کافی هستند ممکن است با بزرگنمایی حادثه الفجیره، بازار را به یکباره با جهش قیمتی مواجه کند.      
۵- آمریکا مدت هاست که روی استخراج نفت شیل سرمایه گذاری می‌کند. ایالت کلرادو با داشتن دخایر ۳٫۳ تریلیون تنی بیشترین میزان را در دنیا دارد. استخراج نفت شیل زمانی مقرون بصرفه اقتصادی است که قیمت نفت به حدود ۱۰۰ دلار برسد.
۶- آمریکا بار‌ها کشور‌های عربی دارنده دلار‌های نفتی را تهدید کرده است که در صورت نبود در منطقه حتی یک هفته هم نمی‌توانند در کاخ هایشان باشند. جناح تندرو برای مشروعیت بخشیدن به حضور نظامیانشان و دوشیدن کشور‌های حاشیه خلیج فارس ممکن است به چنین سناریویی متوسل شده باشد.
۷- ماجراجویان در هیات حاکمه آمریکایی، رژیم صهیونیستی، جناح بن سلمان سعودی و بن زاید اماراتی هم ممکن است برای شعله ور کردن ناامنی در منطقه و دراز کردن انگشت اتهام به سوی ایران به این شگرد متوسل شده باشند.
۸- عامل این حادثه از قدرت اطلاعاتی و عملیاتی زیادی برخوردار بوده است. نفوذ در تدابیر امنیتی آمریکا، فرانسه، امارات و سعودی که در این منطقه فعال هستند از دیگر مولفه‌هایی است که در توان عامل یا عاملان حادثه بوده است. به نظر می‌رسد با این مشخصات، موساد بیشتر از همه در مظان اتهام باشد.
۹- مشارکت گسترده امارات در ائتلاف ضد یمن شاید انگیزه‌ای به یمنی‌ها داده باشد که دست به عملیات انتقام جویانه بزنند. انقلابیون یمن بار‌ها در این زمینه به امارات هشدار داده بودند، اما در زمینه حادثه الفجیره اظهار نظر نکرده اند.
۱۰- رقبای اقتصادی، جریان‌های مخالفت دولت امارات، القاعده، اخوانی‌های تحت فشار سنگین وهابی‌ها، نیرو‌های سرخورده موسوم به گرگ‌های تنها، دزدان دریایی و... هر یک ممکن است به دلایلی انگیزه دست زدن به چنین اقدامی را داشته باشند.
۱۱- برای تحلیل دقیق‌تر گرچه باید منتظر دریافت اطلاعات بیشتر از منابع مستقل درباره این حادثه بود، اما این نکته روشن است تا زمانی که قدرت‌های فرامنطقه‌ای به سرکردگی آمریکا در صدد یافتن بازار فروش جنگ افزار در منطقه باشند غرب آسیا روی امنیت را نخواهد دید. 

  بنده به‌صراحت عنوان می‌کنم یکی از مهم‌ترین مشکلات کنونی خانه‌نشین‌شدن نیروهای متخصص و متعهد است که در انتخابات اخیر تشدید نیز شده است. این چالشی است که در یک دهه اخیر رخ داده و زمینه را برای تشدید مشکلات فراهم کرده است. این رویکرد سبب تضعیف قوه مقننه، مجریه و قضائیه و در کیفیت اجرایی هر کدام تأثیر منفی گذاشته است. درنتیجه خانه‌نشین‌شدن نیروهای متعهد و متخصص توان اجرایی را به محاق برده است. من کسی نیستم که امروز وارد فضای سیاسی شده باشم بلکه سابقه فعالیت سیاسی من به قبل ازانقلاب بازمی‌گردد. به همین دلیل همه تحولات سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی را به چشم دیده‌ام.تجربه تاریخی نشان داده نظارت استصوابی اگر به‌صورت سلیقه‌ای اعمال شود به ضرر کشورتمام خواهد شد. به همین دلیل این نوع نظارت یا باید به‌صورت کلی برداشته شود و سازوکار دیگری در این زمینه در نظر گرفته شود و یا اینکه نظارت استصوابی تحت لوای مُر قانون صورت بگیرد. تازمانی که نظارت به‌صورت سلیقه‌ای صورت بگیرد و بعضا بر دیدگاه‌های جناحی و حزبی قرار داشته باشد وضعیت به همین شکل خواهد بود و بسیاری از نیروهای متعهد و متخصص فرصت خدمت پیدا نخواهند کرد. اگر این رویکرد تغییر پیداکند اصلاح‌طلبان همچنان بر این باور هستند که تنها راه بهبود وضعیت صندوق رأی است. آیت‌ا...‌العظمی سیستانی در نجف اشرف فتوای صریح داده‌اند که مشروعیت حکومت اسلامی مبتنی بر صندوق رأی است. با این وجود این صندوق آرا نباید از سر ناچاری و استیصال باشد. کسی که قرار است در انتخابات شرکت کند نباید به این قضیه فکر کند با صندوق رأی به‌جای اینکه در چاه بیفتد در چاله بیفتد بهتر است. باید شرایطی رخ بدهد که مردم بین خوب و خوب‌تر انتخاب کنند و موازنه منفی جای خود را به موازنه مثبت در این زمینه بدهد. تنها در این شرایط است که اصلاح‌طلبان هم خود در انتخابات شرکت می‌کنند وهم توده‌های مردم را دعوت می‌کنند در انتخابات حضور پیدا کنند. اگرشرایط به این شکل رقم نخورد و رأی ما تنها زینت‌المجالس باشد اصلاح‌طلبان انگیزه‌ای برای دعوت از مردم برای حضوردر پای صندوق‌های رأی نخواهند داشت.
اگر رویکرد نهادهای نظارتی مانند انتخابات اخیر بود و دوباره چهره‌های رده اول جریان اصلاحات فرصت حضور در صحنه را پیدا نکردند، اصلاح‌طلبان چه استراتژی در پیش خواهند گرفت؟
در چنین شرایطی اصلاح‌طلبان تکلیفی برای حضور در انتخابات ندارند. من با صراحت عنوان می‌کنم که ما دیگر مجبورنیستیم به کسانی که نمی‌شناسیم رأی بدهیم. ما تنها به کسانی رأی خواهیم داد که نسبت به آنها شناخت کافی داشته باشیم و از سابقه آنها اطلاع داشته باشیم. در غیر این صورت دلیلی برای حمایت از افرادی که هیچ شناختی از آنها نداریم وجود ندارد.
اصلاح‌طلبان برای اقناع مجدد مردم چه استراتژی باید در نظر بگیرند؟
تنها راه این است که با بزرگان قوم صحبت کنیم و آقایان را متوجه شرایط خطیر موجود کنیم که باید به فکر حفظ انقلاب و حمایت مردم باشیم. بی‌شک اگر مسئولان به‌دنبال اقتدار نظام اسلامی هستند باید از مساله‌ای به نام ترغیب مردم به مشارکت حداکثری بیش از گذشته دفاع کنند.
آیا این رویکرد شدنی است؟
بله؛چرا نیست؟! اگراراده ملی به این نتیجه برسد که تنها راه بهبود وضعیت این است که نیروهای اصیل انقلاب از گروکشی سیاسی رهایی یابند، این کارتحقق پیدا خواهد کرد. بی‌شک این رویکرد نیازمندعزم ملی و حمایت گسترده مردم دارد.
سرنوشت گفتمان اعتدال پس از حسن روحانی چه خواهد شد؟ آیا در حالی که هیچ استراتژی برای حفظ گفتمان اعتدال صورت‌نگرفته می‌توان به بقای این گفتمان در فضای فکری و سیاسی امیدوار بود؟
برنامه داریم. چه کسی گفته برنامه نداریم؟! لکن مجری و قدرت اجرایی نداریم. شرایط باید به‌سمتی حرکت کند که به‌جای اصلاح‌طلبان بدلی و رده سه و چهار چهره‌های اصیل اصلاح‌طلب در صحنه حضور داشته باشند. قصد توهین و جسارت به کسی را ندارم. بااین حال کسانی باید در صحنه حضور داشته باشند که در عمل نشان داده‌اند اصلاح‌طلب واقعی هستند. اصلاح‌طلبان دنبال قدرت‌طلبی و به‌دست‌آوردن قدرت نیستند و در آينده نیز نخواهند بود. مساله مهم برای اصلاح‌طلبان بهبود وضعیت مردم است. در شرایط کنونی اصلاح‌طلبان به دنبال بهبود وضعیت مردم هستند و نه کسب قدرت.
این مساله را می پذیرید که امروز جریان اصلاحات با چالش‌ها و ضعف‌های درونی مواجه شده است؟
بی‌تردید این مساله را می‌پذیرم. این ضعف دیروز ما بوده که امروز جریان اصلاحات به این وضعیت دچارشده است. زمانی که اصلاح‌طلبان شرایط حضور دوباره در قدرت را پیدا کردند نباید با کسی به‌صورت شوخی وارد معامله می‌شدند.اصلاح‌طلبان باید با صراحت بر سر مواضع اصولی خود ایستادگی می‌کردند و اجازه نمی‌دادند مواضع غیراصولی برخی جای مواضع اصلی آنها را بگیرد. چرا باید وضعیت تورم جامعه به این نقطه برسد؟ امروزچرا باید وضعیت اقتصادی و معیشتی به این نقطه برسد که همه در فشارباشند؟ باید با تغییر رویکرد در برخی مواضع روابط خود را با کشورهای مختلف جهان ـ که البته رفتارهای عقلانی از خود نشان می‌دهند ـ بهبود ببخشیم. این رفتار باید در عمل رخ دهد تا دشمنان علیه کشور اقدام نکنند. متاسفانه در درون کشور شرایطی ایجادشده که راست و چپ دچار اختلافات زیادی شده است. جریان اصلاحات همواره به‌دنبال مذاکره و رویکردهای مسالمت‌آمیز برای حل مشکلات داخلی و خارجی بوده است. هنگامی که اصلاح‌طلبان از مذاکره سخن می‌گویند به‌معنای سازش و واگذاری منافع ملی نیست. اصلاح‌طلبان همواره در مذاکرات خود منافع ملی را در اولویت قرار می‌دهند. در روایات اسلامی نیز این رویکرد وجود دارد. در ظهرعاشورا امام حسین(ع) که با هدف اصلاح امت جدش رسول خدا (ص) قیام‌کرده قبل از اینکه جنگی آغاز شود تلاش می‌کند مساله حل شود. پس از حادثه کربلا این رویکرد در امام سجاد(ع) و امام صادق(ع) نیز وجود دارد و این بزرگواران همواره تلاش می‌کنند بر اصول و آرمان‌های خود با مخالفان خود مذاکره کنند. این رویکرد در منش و روش امیرالمومنین (ع) نیز وجود دارد و حضرت در مرحله نخست تلاش می‌کند با مذاکره با کسانی که داعیه قدرت دارند مسلمانان را از برادرکشی منع کنند و اجازه ندهند مسلمانان در مقابل هم قرار بگیرند. بی‌شک اگر کسی اصلاح‌طلبان را که مدعی مذاکره با دنیا هستند به سازش‌کاری متهم کند، ریاکاری کرده ودروغ گفته است.
اصلاح‌طلبان با چه کسانی به‌صورت شوخی معامله کرده‌اند؟
گمان می‌کردیم کسانی که از آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس حمایت کردیم در راستای آرمان‌های اصلاح‌طلبی حرکت خواهندکرد. ماباید مواضع آنها را دنبال می‌کردیم و تلاش می‌کردیم شرایطی را به وجود بیاوریم که آنها در مسیر اصلاح‌طلبی حرکت کنند. ما باید از کسانی که به آنها رأی دادیم و به مجلس فرستادیم مطالبه‌گری می‌کردیم که با سرمایه اجتماعی و سیاسی جریان اصلاحات چه کرده‌اند؟ هنگامی که شعار می‌دهیم ما اصلاح‌طلب هستیم باید در مسیر مطالبات مردم حرکت کنیم و به شکلی رفتارکنیم که دغدغه‌های مردم مرتفع شود. امروز دغدغه‌های مردم معیشت و اقتصاد است و شرایط اقتصادی خوبی را شاهد نیستیم. درنتیجه کسانی که به نام اصلاح‌طلبی در دولت و مجلس حضور پیدا کرده‌اند نتوانسته‌اند در راستای دغدغه‌های مردم حرکت کنند.
مذاکره اصلاح‌طلبان به مسائل داخلی نیز کشیده خواهدشد؟ آیا تحولات به‌سمتی در حرکت است که اصلاح‌طلبان به این نتیجه برسند که باید با اصحاب قدرت نیزمذاکره کنند؟
بله؛این احتمال وجود دارد و شاید در آینده به یک ضرورت نیز تبدیل شود. در عالم سیاست کسانی که حکومت‌ها را نقد می‌کنند به چند گروه تقسیم می‌شوند. گروهی خارج از سیستم حکومت هستند و از خارج از سیستم حکومت را نقد می‌کنند. این وضعیت درباره جمهوری اسلامی نیز وجود داشته و گروه‌هایی که در گذشته در کشور حضور داشته‌اند پس از مدتی از سیستم خارج شدند و خارج ازسیستم به نقد پرداختند. این گروه‌ها منتقدان برون‌سیستمی هستند و یا به‌قولی دیگراپوزیسیون خارج‌نشین. به همین دلیل جریان اصلاحات حساب خود را از آنها جداکرده است. ما به‌عنوان منتقدان درون‌سیستم و به‌عنوان دلسوز نظام و انقلاب فعالیت می‌کنیم. ما نظام و انقلاب را دوست داریم و از جمهوری اسلامی دفاع می‌کنیم. با این وجود برای بهبود وضعیت کشور انتقاد هم می‌کنیم. هر کجا که ببینیم کسی پای خود را کج گذاشته وعملکرد خوبی نداشته موضع‌گیری می‌کنیم و بر موضع‌گیری خود استوار هستیم. البته که موضع خود را با ادب و متانت ودوستی مطرح می‌کنیم و نه با دشمنی و دشنه بلند‌کردن.
یکی از اهداف اصلی اصلاح‌طلبان برای تاکید بر مطالبات سیاسی و مدنی بود. با این وجود امروز این دغدغه‌های اصلاح‌طلبان ودولت برآمده از آنها تا حدود زیادی رنگ‌وبوی اقتصادی به خود گرفته و در اولویت‌های بعدی دولت قرار گرفته است. آیا این تغییر موضع سرمایه اجتماعی جریان اصلاحات را به خطر نمی‌اندازد؟
مشکل مهم جریان اصلاحات از ابتدا تا امروز این بود که چپ‌ها بیشتر ازآنکه ستادی باشند سیاسی بودند. اصلاح‌طلبان باید با رویکرد اصلاحی در قدرت حضور یابند و نه به‌عنوان ژن برتر و کانون قدرت و گروهی که به‌دنبال کسب کرسی‌های قدرت است. کسی با ژن برتر و به‌دنبال قدرت بودن نمی‌تواند اصلاح‌طلب باشد. کسانی که ویلاهای آنچنانی دارند و فرزندانشان در خارج از کشور به‌شکل دیگری از مردم عادی زندگی می‌کنند نمی‌توانند مدعی اصلاح‌طلبی در جامعه‌ای شوند که مردم آن با مشکلات شدید معیشتی مواجه هستند. اصلاح‌طلب واقعی کسی است که برای اقتصاد، معیشت، رفاه و آزادی مردم تلاش کند و گامی در جهت حل مشکلات آنها بردارد. اصلاح‌طلب واقعی کسی است که اجازه ندهد کسی بین اقشار مختلف تبعیض قائل شود. اصلاح‌طلبان مدعی هستند که همه گروه‌ها و قومیت‌ها در یک صف و باهم برابر هستند وهمه باید برای سربلندی و اعتلای کشور تلاش کنیم. تنها راه بهبود وضعیت هم همین است و با صف‌کشی‌های سلیقه‌ای و جناحی نمی‌توان به بهبود وضعیت آینده امیدوار بود. امروز مردم از عملکرد اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر رضایت ندارند. به همین دلیل نیز دوستان بالادستی جریان اصلاحات باید از گذشته عبرت بگیرند و راه را برای حضوراصلاح‌طلبان واقعی هموارکنند و دوباره روی چهره‌های رده سوم و چهارم سرمایه‌گذاری نکنند. تجربه تاریخی نشان‌داده چهره‌های رده سوم و چهارم کارایی لازم برای نمایندگی مطالبات جریان اصلاحات و بدنه اجتماعی آن ندارند. به همین دلیل باید شرایطی فراهم شود که نیروهای درجه یک جریان اصلاحات که دارای کارکرد بالایی هستند در صحنه حضوریابند. نکته دیگر اینکه بایدعنوان کنم در شرایط کنونی اقناع افکارعمومی و بدنه اجتماعی جریان اصلاحات برای حضورمجدد در صحنه سخت شده است. این واقعیتی است که اصلاح‌طلبان باید در آینده به آن توجه کنند.
درصورتی که اصلاح‌طلبان موفق نشوند افکار عمومی را برای حضور مجدد در پای صندوق‌های رأی اقناع کنند چه خطراتی آینده جریان اصلاحات را تهدید خواهد کرد؟
مردم جامعه ممکن است رویکرد مدیریتی یک مدیر یا یک مجموعه مدیریتی را قبول نداشته باشند ویا اینکه نسبت به عملکرد دولتمردان انتقاد داشته باشند، اما این به‌معنای تلاش برای مخالفت با نظام سیاسی نخواهد بود. از سوی دیگر غیرت هیچ ایرانی اجازه نمی‌دهد به دامن دشمن پناه ببرد و در مسیری قدم بردارد که مورد درخواست دشمن است. شرایط با به‌گونه‌ای تعریف و نهادینه شود که افراد و گروه‌ها بتوانند با تخصص و تعهد در رفع مشکلات بکوشند و در تعامل سازنده و مفید باشند. امروز چشم‌انداز مبهم و پرپیچ‌وخمی در انتظارآینده قرار گرفته و اگر جریان‌های سیاسی تحلیل دقیق وعمیقی از وضعیت جامعه نداشته باشند چالش‌های امروز جامعه تشدید خواهد شد. شرایط باید به‌شکلی باشد که اصلاح‌طلبان و منتقدان دلسوز دوباره به چرخه مدیریتی کشور بازگردند. می‌توان شرایطی را درنظر گرفت که مشکلات جامعه حل شود و مردم در زندگی روزمره خود با مشکلات کمتری مواجه شوند. در این‌صورت می‌توان به آینده امیدوارتر بود.

کاشان نیوز-سعید غلامیان: در نهایت حقیقت ماجرای طرح نامی مانند «اصفهان شمالی» به‌جای «استان کاشان» را چه کسی بازخواهد گفت؟

نام «کاشان» برای استانی که سال‌هاست هرکس آمده مدعی پیگیری آن شده چه بدی داشت که نام «اصفهان شمالی» را پیش کشیدند؟استان کاشان

آیا همین‌ که نام کاشان بدون دلیل نادیده گرفته شده خود نشانه‌ای و آدرسی صحیح و صریح نیست برای اهل تدبیر و صاحبان عقول؟ آیا همین انتخاب و اصرار بر گسترش آن، تعارضی مستتر با کاشان در خود ندارد؟

آیا طرح و پیگیری و درج در نشریات و رسانه‌ها و مکاتبات رسمی با همین نام «اصفهان شمالی» باعث نمی‌شود استانی با نام کاشان برای ابد امکان تحقق را از دست بدهد و در آینده با استناد به همین مکاتبات نامی انتخاب شود که منافع و خواست صاحبان اصلی و شهروندان نادیده گرفته شود؟

آیا عمده و بخش اصلی خواست مردم کاشان برای استان شدن با نام «اصفهان شمالی» تحقق میابد؟

اصلاً نام اصفهان به چه دلیلی مطرح شد؟ چه امتیازی برای استان شدن به کاشان داد؟

مگر نه این است که اسم از مسما حکایت و روایت می‌کند؟ مگر نه این است که ریشه و اصالت را با نام می‌شناسند؟ مگر نه اینکه نام‌ها به شناخت حیات اجتماعی کمک می‌کنند؟

  عده‌ای تصور می‌کنند اگر چنین اتفاقی رخ دهد خدمات بهتری به منطقه[؟!] آن‌ها ارائه خواهد شد یا اینکه به دنبال اهداف خاصی برای انتخابات سال جاری هستند.

چرا رژیم‌های سیاسی به طرق مختلف نسبت به اسامی افراد و اماکن، حساسیت نشان می‌دهند؟

چرادر اغلب کشورها با تغییر یک نظام، نام بسیاری از شهرها، خیابان‌ها، اماکن عمومی و … عوض می‌شوند و یا با قانون و بخشنامه، انتخاب اسامی خاص از سوی والدین برای کودکانشان ممنوع یا انتخاب برخی اسامی تشویق می‌شود!

مگر نه اینکه اسم و نام، نماینده اصالت و نشانه، شاخص و هویت‌ساز است. مگر نه اینکه نام‌گذاری مانند هر عمل دیگر، در بستر اجتماعی و فرهنگی معینی انجام می‌شود و از آن تأثیر می‌پذیرد؟

دکتر احمد رجب‌زاده، جامعه‌شناس معتقد است: «عمل نام‌گذاری در سطح یک جامعه و گروه، مبین گرایش‌های جمعی موجود در آن جمع است و می‌توان بر اساس تغییر در روند نام‌گذاری و تحول در نام‌ها در مورد تحول و تغییر آن جامعه قضاوت کرد».

ادوارد او ویلسون، بنیانگذار «زیست جامعه‌شناسی» نیز در این خصوص می‌گوید: «نام‌ها همچنان که شاخصی برای تحولات فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شوند، ملاکی برای پایگاه و طبقه اجتماعی هم هستند».

  مگر نه این است که اسم از مسما حکایت و روایت می‌کند؟ مگر نه این است که ریشه و اصالت را با نام می‌شناسند؟ مگر نه اینکه نام‌ها به شناخت حیات اجتماعی کمک می‌کنند؟

کیست که نداند با جدا شدن کاشان از اصفهان، این استان بیش از نیمی از شهرت خود را از دست خواهد داد و به همین دلیل مسئولین اصفهان بیشترین تلاش خود را برای استان نشدن کاشان می‌کنند و تاکنون نیز کرده‌اند. اما این بهانه با چه دلیل و توجیهی به دست آن‌ها داده شد که هرازگاهی یکی بیاید و نام اصفهان را بکوبد توی سر مردم کاشان؟

کار به‌جایی رسیده است که معاون استاندار در سایت انتخاب و با (header) سر تیتر «استانداری اصفهان» با انتخاب نام اصفهان برای استانی تخیلی اعتراض کرده است!

چه کسی باید جلو این کسر شأن مردم کاشان را بگیرد؟

رسانه‌های محلی که این خطر را حس کرده بودند و سعی کردند جلو این جاه‌طلبی خیالی را بگیرند با تهمت و توهین و ناسزا به کناری رانده شدند و مسئولین همیشه ساکت در همه وقایع هم به نظاره نشستند و حتی بعضی‌ها گله هم کردند که چرا با هر مشکلی نام ما را وسط می‌کشید!؟

حال بیایید ورود رسانه‌های فرامحلی را در این ماجرا تماشا کنید! آنها یا نمی‌دانند هیچ‌کس در کاشان به نامی جز استان کاشان رضایت نخواهد داد یا تجاهل می‌کنند!

به آنها باید گفت نگران نام اصفهان‌شان نباشند، همان‌طور که معاون عمرانی استانداری «اصفهان» گفته است: «عده‌ای تصور می‌کنند اگر چنین اتفاقی رخ دهد خدمات بهتری به منطقه[؟!] آن‌ها ارائه خواهد شد یا اینکه به دنبال اهداف خاصی برای انتخابات سال جاری هستند.» این سخنان گذراست و به‌زودی به وادی فراموشی سپرده خواهد شد. اصفهان مال شما!

از اوضاع و شرایط مشخص است که در ظاهر هیچ‌کس با تاسیس استانی برای کاشان و جدای از اصفهان فعلی مخالف نیستند، اما یک نفر آن را بدون نام کاشان-حال هر نامی که باشد- می‌خواهد و مردم کاشان استانی فقط با نام «کاشان» می‌خواهند!

     به گزارش امیدنامه ،در این دیدار که به مناسبت سالگرد حماسه هفتم اسفند برگزار شد،رئیس دولت اصلاحات با تبریک  ایام و اعیاد پیش رو از جمله عید نوروز و ماه رجب و ولادت حضرت امیرالمومنین(ع) از تلاشهای اعضای فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی قدردانی کرد و با اشاره به مباحث مطرح شده در جلسه از جمله نگرانی از وضعیت فعلی کشور ،گفت:نباید درباره دلایل وضعیت فعلی کشور به دنبال مقصر بگردیم بلکه باید علل افزایش بی اعتمادی مردم به مسئولان را به صورت دقیق ریشه یابی کرد.
حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی با طرح این پرسش که آیا وضعیت فعلی کشور به عامل بیرونی بر می گردد یا جهت گیری هایی که در جامعه وجود داشته و عملکردها سبب وضعیت فعلی شده است؟تصریح کرد:بخش مهمی از  مشکلات فعلی مرتبط با عوامل بیرونی است  اما ساختار فعلی و تصمیاتی که گرفته می شود می تواند عامل تشدید کننده وضعیت فعلی کشور باشد.
وی با بیان اینکه بدانیم که هم ساختارها و رویکردها و هم در تصمیمات گرفته شده اشکالاتی وجود دارد، بر ضرورت روز آمد شدن تعریف اصلاحات تاکید کرد و گفت:عیار اصلاح طلبی  را نباید با تشکلها و اشخاص سنجید .یادمان نرفته است که در مقطعی اصلاح طلبی را به عنوان جریان ضد انقلاب و ضد دین که باید از صحنه خارج شود معرفی می کردند ولی در دهه 90 همان جریانی که به دنبال حذف گفتمان اصلاح طلبی بود  واقعیت این گفتمان را پذیرفته است .اصلاح طلبی در داخل نظام البته با رویکرد انتقادی تعریف می شود .ما در مقابل براندازان ایستاده ایم و تاکید داریم که باید در داخل کشور اصلاحات صورت بگیرد.
رئیس دولت اصلاحات کنش سیاسی جریان اصلاح طلبی در دهه 90 و اعتماد به صندوق رای را سیاست درست و منطقی دانست و تاکید کرد:اگر نحوه اداره کشور بگونه ای باشد که مردم ناامید شوند و فکر کنند هیچ کور سوی امیدی وجود ندارد بسیار خطرناک است باید سعی کنیم به این مرحله نرسیم.
حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی با بیا اینکه انقلاب اسلامی را ادامه جریان اصیل اصلاحات می‌دانیم،خاطرنشان کرد:نظام اسلامی باید اصلاح پذیر و انعطاف پذیر باشد.اگر نظام اصلاح پدذیر نباشد برخی امور دیگر بر کشور تحمیل می شود که برای نظام خوشایند نخواهد بود.اصلاح طلبان خواستار انقلاب دیگر نیستند و در مقابل دشمن خارجی می ایستند .
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به مشکلاتی که دولت آقای روحانی با آن رو به رو است بر ضرورت تلاش بیشتر دولت برای بهبود وضعیت معیشتی مردم تاکید کرد و گفت:تلاشی وجود دارد که اثبات کند برجام یک خیانت بزرگ در تاریخ ایران بوده است در حالیکه برجام حقیقتا کار بزگی بوده است .همین که ایران از ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل در شورای امنیت خارج شد خود دستاورد مهمی است.
وی تاکید کرد:اکنون از نظر معنوی اجماع جهانی به نفع ما و به ضرر ترامپ است.ضمن احترام به نظرات موافقین و مخالفین  لایحه پالرمو و FATF ،ولی باید مراقب باشیم اجماع جهانی علیه ما صورت نگیرد.مجلسی که  FATF  را با همه مشکلات و جو سازی ها تصویب کرد باید این دستاورد را حفظ کند.اروپایی ها مطمئنا به دنبال منافع خودشان هستد اما بقای برجام را برای حیثیت خود حیاتی می دانند و باید از این فرصت استفاده کرد.
حجت اسلام والمسلمین سید محمد خاتمی با هشدار به کسانی که به دنبال تضعیف جریان اصلاحات هستند،خاطرنشان کرد:کسانیکه به دنبال تضعیف گفتمان اصلاح طلبی هستند مطمئن باشند با این کار خود براندازان را تقویت می کنند.جریانی می خواهد اثبات کند که تمام مشکلات کشور بر عهده اصلاح طلبان و دولت است .این جریان علاقه مند مردم نیست بلکه از دولت بدش می آید و می خواهد مجددا به قدرت بازگردد.

محمدرضا عارف:رابطه فراکسیون امید با دولت تا حدودی یکطرفه است

در ابتدای این دیدار دکتر محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید با قدردانی از حمایت های آقای خاتمی به تشریح فعالیتهای فراکسیون امید پرداخت  و گفت:معتقدیم فراکسیون امید یکی از منسجم ترین فراکسیون  مجلس در 10 دوره پارلمان بعد از انقلاب است .هر زمان که در صحن مجلس تصمیم فراکسیونی اتخاذ شد عموما نتیجه گرفتیم و نظر ما تامین شد.
وی با بیان اینکه در برخی مواقع به عمد نمی خواهیم پیشنهاد یک طرح خاص صرفا به نام فراکسیون امید تلقی شود و به دنبال هماهنگی و اجماع با دیگر فراکسیون ها برای تصویب طرح ها هستیم به برخی طرح‌هایی که از سوی اعضای  فراکسیون پیشنهاد شد از جمله طرح منع بکارگیری بازنشستگان،طرح نحوه اداره صدا و سیما ،طرح اصلاح قانون انتخابات،طرح مددکاری اجتماعی و سازمان نظام خبرنگاری و طرح عفو عمومی  اشاره کرد و گفت:در مجلس به دنبال ایده گفت وگوی ملی هستیم و تلاشهای خوبی در این زمینه صورت گرفته و اکنون این ایده خارج از مجلس هم در حال پیگیری است و افرادی از دو جریان  اصلی سیاسی کشور جلساتی حول محور گفت‌وگوی ملی به صورت منظم تشکیل می دهند.
رئیس فراکسیون امید با اشاره به راهبرد فراکسیون متبوع خود در حمایت از دولت ،تصریح کرد:متاسفانه رابطه با دولت تا حدودی یکطرفه است و انتظار بود دولت و  وزرای محترم هماهنگی بیشتری با فراکسیون امید داشته باشند. در خصوص وضعیت فعلی کشور از جمله بازار شب عید بویژه درباره نیازمندی ها مردم بخصوص کالاهای اساسی و گوشت جلساتی با برخی وزرای مسئول داشته ایم و کارگروهی هم در این خصوص در فراکسیون امید تشکیل شده است و امیدوارم دولت با همکاری مجلس و سایر نهادها به راهکار عملی درخصوص برون رفت از وضعیت فعلی برسند.
در این دیدار برخی از اعضای فراکسیون امید آقایان جلال میرزایی،کاظمی،بختیار،بنیادی،رجبی،رحیمی،نوبخت،بی مقدار،تابش حسین زاده،وکیلی ،درازهی،علیجانی،تربتی نژاد، مرادی،کواکبیان،مطهری و خانم اولاد قباد نکته نظرات خود را مطرح کردند.آنها ضمن قدردانی از نقش انسجام بخشی دکتر عارف در مدیریت فراکسیون امید نسبت به عملکرد دولت انتقاداتی را مطرح کردند و ضمن هشدار نسبت به  زمینه های افزایش بی اعتمادی مردم به مسئولان و حاکمیت و اظهارنگرانی از وضعیت معیشتی مردم ،خواستار اعلام موضع رسمی اصلاح طلبان در 3 سطح نسبت به مردم،حاکمیت و دولت شدند.

افزودن نظر جدید

دبیرکل مجمع نیروهای خط امام (ره) با محکوم کردن کشتار مردم غزه از سوی رژیم صهیونیستی، انتساب شعار "نه غزه، نه لبنان" به اصلاح‌طلبان را «یک دروغ شاخدار» دانست.

    بی تقوائی سیاسی یکی از معضلات فرهنگی جامعه است که بعضآ از سوی طالبان قدرت وثروت برای حذف رقیب نمود پیدا میکند ودر جریان برخوردهای سیاسی 88 موجب فعال شدن فتنه وشعارهای انحرافی شد نمود پیدا کرد وبرخی ازجریانهای پیروز انتخابات آن را به نیروهای خط امام واصلاح طلب منتصب کرد وبه این بهانه نیروها ی اصیل ومومن به انقلاب رامنزوی که متاسفانه موردسوء استفاده ضد انقلاب

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خامنه‌ای در مراسم شب بیست و سوم ماه رمضان در حسینیه دارالزهرا(س)، اظهار کرد: امروز شاهدیم که دنیای اسلام با بلیه بسیار بزرگی روبروست و من تاکید دارم که همه ما با سهم‌های مختلف در مشکلات امروز جهان اسلام سهیم هستیم. وی افزود: تردیدی نیست که امروز سرکردگان استعمار و صهیونیسم جهانی سردسته تمام بلیاتی هستند که با نام‌های مختلف جامعه اسلامی و جامعه انسانی را تهدید می‌کند. در غزه مردم زنان و کودکان کشته می‌شوند زیرا نقشه‌های حساب شده‌ای که از انحراف در اندیشه‌های اسلامی سرچشمه می‌گیرد یک به یک در حال اجراست. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: داعش و القاعده با چهره تعصب آمیز مسلمانانی شبیه خوارج ظاهر شده‌اند، اگرچه در پشت صحنه آمریکا و اسرائیل هستند اما کشتارها و فجایعی که وهابی‌ها یک قرن قبل انجام دادند به کشتارهای امروز داعش شبیه است. سیدهادی خامنه‌ای با تاکید بر لزوم محکوم کردن فجایع غزه در کنار انحراف‌زدایی از اسلام، گفت: عده‌ای گفتند فلان جریان وابسته به اصلاحات شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سر داده است. این یک دروغ شاخدار است زیرا هیچ‌کس از وابستگان به اصلاحات و کسانی که به مردم و انقلاب ایمان دارند، چنین عقیده‌ای ندارند.

دبیرکل مجمع نیروهای خط امام خاطرنشان کرد: این دروغی است که به اصلاح‌طلبان بسته‌اند مثل همه حرف‌های دیگری که زده‌اند و ما باید با اظهاراتمان، با بیانیه‌ها و ابزارهایی که در اختیار داریم این دروغ را تکذیب کنیم، به مظلومان کمک کنیم و نشان دهیم آنچه که برخی مغرضان می‌گویند، دروغ است. وی با تاکید بر ضرورت حمایت از مردم غزه، تصریح کرد:‌ ما باید از چند بابت از مردم غزه حمایت کنیم؛ یکی وابستگی انسانی است به این معنا که سرنوشت همه ما به هم متصل است و دیگر این که امنیت ما از امنیت مردم فلسطین جدا نیست.

سیدهادی خامنه‌ای در بخش دیگری از اظهارات خود در مراسم شب 23 ماه رمضان، تصریح کرد:‌ نماز و روزه و حج جزو ارزش‌های اسلامی نیستند بلکه اینها احکام اسلامی هستند و اهمیت نماز در این است که ما را به سمت ارزش‌ها می‌برند در واقع ارزش‌ها اصل هستند و احکام در درجه دوم قرار دارند. وی ادامه داد: اگر گاهی در زبان عامه مطرح می‌شود که فلانی از ارزش‌های اسلامی است، این غلط است زیرا انسان‌ها ارزش نیستند؛ البته ائمه و معصومین که استاندارد مشخصی دارند می‌توانند ارزش باشند. همچنین ادبیات غلطی رایج است مبنی بر اینکه فلانی الگوست. این در حالی است که الگو محدود است. کسانی می‌توانند الگو باشند که در زندگی‌شان اشتباه - نه خطا - نکرده باشند. بنابراین پیامبران و جانشینان آنها می‌توانند الگو باشند. دبیرکل مجمع نیروهای خط امام با اشاره به جریان‌های فکری رشدیافته از ابتدای اسلام، خاطرنشان کرد: در زمان پیامبر (ص) و بعد از آن حضرت انحرافات بلافاصله خود را نشان داد؛ البته انحراف وجود داشت اما در زمان‌های خاصی خودش را نشان می‌داد. رهبران این حرکت انحرافی امثال ابوسفیان و همفکران او بودند که هیچ‌گاه به شکل واقعی اسلام نیاوردند. جنگ‌های بزرگی علیه اسلام ترتیب دادند و زمینه‌ساز همه فجایع بعد از خودشان شدند. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب اضافه کرد:‌ بعد از هر انقلابی فرصتی بروز می‌کند تا افرادی که خود را به شکل مسلمانان درآورده بودند دوباره لباس اصلی خود را بپوشند. در انقلاب ما هم این چنین بود و امروز جامعه ما با این تفکر درگیر است.

سیدهادی خامنه‌ای با اشاره به تفکر خوارج و رهبران این جریان اظهار کرد: پیروان چشم و گوش بسته این‌ها معتقد بودند حضرت علی (ع) در ماجرای حکمیت اشتباه کرد اما رهبرانشان حقیقت را می‌دانستند. ما باور ندارم که سران این جریان‌ها نمی‌دانستند چه می‌کنند.در واقع سران این جریان بی حساب و کتاب این اندیشه منحرف را اشاعه نمی دادند.بنابراین جریانات انحرافی علی رغم این که در ظاهر افرادی نادان و ناوارد هستند اما در سطح رهبری کسانی هستند که آگاهانه این حرکت را به راه انداختند. این فعال سیاسی همچنین یادآور شد: در اوایل اسلام جریانات تکفیری وجود داشتند. این‌ها کسانی هستند که علاقه دارند هر کسی را به هر دلیلی که می‌پسندند منحرف و کافر بنامند. در کشور ما هم این تفکر وجود دارد. البته درجات این تکفیری‌ها با یکدیگر متفاوت است.دبیرکل مجمع نیروهای خط امام، انقلابیون تندرو که صددرصدتفکرات امیرالمؤمنین را عملی نمی‌کردند از دیگر جریانات فکری زمان حضرت علی (ع) دانست و افزود: البته کسانی هم بودند که از حضرت تبعیت می‌کردند اما تعدادشان آنقدر نبود که بتوانند سرنوشت تاریخ را تعیین کنند.

وی ادامه داد: اشتباهات ما در قبل و بعد از انقلاب اثر خود را در آفریقای مسلمان امروز یا حتی آمریکا دارد. اینکه برخی دلسوزان می‌گویند قبل از هر چیز باید خود را اصلاح کنیم تا دنیا اصلاح شود، حرف درستی است و این گفته قرآن است که اول خودتان را مراقبت کنید. اگر ما از عدالت سخن می‌گوییم باید بدانیم که در این نقطه کره زمین عدالت رعایت نشود آثار آن در آن طرف کره زمین هم بروز خواهد کرد.

سیدهادی خامنه‌ای با بیان اینکه "مسلمانان به خاطر اشتباهاتشان در ایجاد القاعده و طالبان سهم داشته‌اند"، اظهار کرد: مثلاً در اثر حکومت معاویه در شام و فرهنگ معرفی شده اسلام به دنیا هنوز هم مشکلاتی دامن‌گیر اسلام است زیرا شام با اروپا ارتباط تجاری و فرهنگی داشت؛ بنابراین اسلامی که به اروپا رفته، اسلام معاویه است و امروز هم همان چیز‌ها در ذهن اروپایی‌هاست.

دبیرکل مجمع نیروهای خط امام در همین راستا خاطرنشان کرد: اگر مسئولی از روی نادانی یا خودخواهی ادعا کند که اسلام با دموکراسی رابطه خوبی ندارد، نه تنها اروپایی‌ها خشمگین نمی‌شوند بلکه ممنون هم می‌شوند زیرا این ادعای آنهاست و این سخن هم سند و مدرکی برای آنها خواهد بود.

وی در ادامه، عدالت را به معنی اعتدال و نگه داشتن حد وسط و پرهیز از تندروی‌های غیرعاقلانه و احمقانه توصیف کرد و افزود: ارزش‌هایی که در صدر آنها عدالت و صداقت است گاهی می‌توانند به ضد ارزش تبدیل و ابزاری برای ضد خود شوند. این همان چیزی است که شریعتی از آن به عنوان مذهب علیه مذهب سخن می‌گفت یعنی می‌توان با سلاح و ابزار دین و ارزش‌های دینی کاری کرد که طرفداران واقعی دین از صحنه به در شوند. سیدهادی خامنه‌ای اضافه کرد: در همه دوران‌ها مرسوم بوده و امروز هم مرسوم است که برای خارج کردن یکدیگر از عرصه قدرت علیه هم اقداماتی انجام می‌دهند. اگر اخلاق در سیاست رعایت نشود، همان چیزی از آب در می‌آید که اموی‌ها می‌خواستند؛ بنابراین حضرت علی (ع) اخلاق در سیاست را رعایت می‌کرد و بی‌عدالتی و بی‌اخلاقی را در هیچ کجای سیاست روا نمی‌داشت.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه "شناسایی و رعایت ارزش‌ها نیاز به الگو دارد"، خاطرنشان کرد: عدالت چیزی نیست که عده‌ای به بهانه آن آزادی را از مردم بگیرند و با ابزار آن هرکس را که می‌خواهد تعقل به خرج دهد از صحنه خارج کند.

وی صبر، یقین و عدل و جهاد را پایه‌های اصلی ایمان از نگاه امیرالمؤمنین دانست و گفت: یکی از ویژگی‌هایی که در جوامع انسانی وجود دارد، تملق است. تملق از شعبه‌های دروغ است، به این معنا که در مورد کسی که روزی شما به دست اوست چیزهایی می‌گویید که کارتان راه بیافتد و بزرگترین اوصاف را به او می‌دهید در حالی که یکی از این صفت‌ها هم در وجود آن شخص نیست. فقط مشروب خوردن و ارتباط با نامحرم گناه نیست و کسانی که از آتش می‌ترسند باید از این نوع گناهان (‌دروغ و تملق)‌ نیز بپرهیزند.

سیدهادی خامنه‌ای عدل را به معنی تعادل و عدالت و دستیابی افراد به حق خود عنوان کرد و یادآور شد: حضرت علی (ع) در زمان حکومت خود افتخار می‌کرد که در کوفه فرد بیکار پیدا نمی‌شود. ایشان در سال‌هایی که سراسر جنگ بود مدیریت داخلی کوفه را از یاد نبرد.

وی داشتن شغل، تقصیر و کرامت و امنیت و تساوی در قانون، حقوق اساسی، داشتن نقش در سرنوشت کشور و داشتن آزادی را از جمله حقوق مردم خواند و گفت: متأسفانه عده‌ای که معنی عدالت را نمی‌فهمند آن را وسیله‌ای برای مقابله با آزادی می‌دانند در حالی که آزادی زیر لوای عدالت مستتر و تضمین‌کننده آن است.

این فعال سیاسی با بیان اینکه "عدالت به معنی تساوی مطلق نیست"، افزود: عدالت هدف غایی همه انبیاست و آنها برای این آمدند که بشر خودش برای تحکیم و عدالت و قسط به پا خیزد؛ بنابراین فرهنگ عدالت باید در جامعه رواج پیدا کند و مردم خودشان برای قسط قیام کنند.

سیدهادی خامنه‌ای درباره امر به معروف و نهی از منکر نیز اظهار کرد: موضوع امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما بسیار مطرح است و حتی عده‌ای می‌خواستند وزارتخانه‌ای با این نام راه بیفتد. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، این است که این کار نیاز به حضور مردم در صحنه دارد زیرا این کار، کار مردم است، نه خواص؛ ضمن اینکه فلسفه امر به معروف و نهی از منکر هم باید در جامعه بازگو شود.

وی اضافه کرد: آدم‌های نادان و عقده‌ای و کسانی که دچار وسوسه‌های شیطانی هستند و اهل تملقند نمی‌توانند آمر به معروف باشند. باید ابتدا معروف در جامعه شناخته و ترویج شود و بصورت یک فرهنگ عمومی در بیاید. رفتار و گفتار و شخصیت انسان‌های پاک باخته و دلسوز، خود به خود امر به معروف است.

دبیرکل مجمع نیروهای خط امام در پایان تاکید کرد: کسی که امر به خوبی کرده و از بدی نیز نهی می‌کند، باید خودش مجسمه تمام و کمال خوبی‌ها و نفی ضد ارزش‌ها بوده و حرف و عملش یکی باشد.

    ه گزارش جماران، آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی ظهر امروز در دیدار با موسیقی‌دانان و انجمن موسیقی خراسان رضوی گفت: اصولا حضور در محضر شما هنرمندان برای من لذت‌بخش است، چون هم‌نشینی با اهل هنر در صفای روح انسان خیلی موثر بوده، این گعده‌ها خیلی خوب است، فرمایشاتتان دلنشین، سجع و قافیه‌دار بوده و همان طور که هنرتان در احساس تصرف دارد صحبتهایتان هم روح‌نواز است.

 

     نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی شاید با بیان اینکه این نشست‌های صمیمی دارای اثر بالایی در شناخت و تصمیم‌گیری‌ها باشد، ادامه داد: صحبت‌های من درباره موسیقی هیچ وقت کامل منتشر نشده، چراکه برخوردها با ما موضع‌گیرانه است.

وی افزود: هنر از نظر من هم‌وزن علم است، دو جریان در وجود ما بوده، یکی عقل و دیگری احساس، عقل ما را در مسیر و جاده‌ای که تشخیص دهد درست است، قرار می‌دهد و احساس مونور محرکه حرکت ما در این مسیر است.

آیت‌الله علم‌الهدی با تصریح بر این مطلب که پرورش و تربیت فکر و عقل با علم است و پرورش احساس با هنر، اضافه کرد: در بین همه اقسام هنر از شعر و ادبیات گرفته تا تئاتر و هنر هفتم، هیج هنری به اندازه موسیقی در احساس موثر و صاحب نفوذ نیست.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی در بخشی از سخنان خود به ماجرای فارابی در حضور سلطان محمود غزنوی اشاره کرد و گفت: فارابی توانست با یک تکه چوب سه نوع آهنگ متفاوت بنوازد که ابتدا حاضران را به خنده انداخت و بعد گریه کردند، با اهنگ سوم به خواب رفتند، این داستان عمق تاثیر موسیقی بر روح انسان را نشان می‌دهد و هیچ هنری در دنیا نمی‌تواند احساس را این‌چنین تحت تاثیر قرار دهد که تمام خصایص جسمانی را تحت تصرف احساس درآورد.

وی افزود: دیدگاه فقهی من درباره موسیقی با دیدگاه فقهی امام (ره)، آیت‌الله خویی و مقام معظم رهبری یکی است و معتقدم موسیقی هنر محسوب می‌شود، اما آنچه که حرام بوده، ابتذال است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با تاکید بر این مطلب که من با اصل موسیقی به عنوان یک هنر موافقم و مشکلی ندارم، بیان کرد: در اصل موسیقی به لحاظ اعتقادی بین من و شما تفاوت چندانی نیست، اما مشکل من در بحث اجرای موسیقی است.

آیت‌الله علم‌الهدی تشریح کرد: متاسفانه تجاوز و جنایتی که در طول تاریخ به حق موسیقی شده درباره هیچ هنری صورت نگرفته، چراکه هنری اینچنین تاثیرگذار تبدیل به ابزاری برای ابتذال شده و این مربوط به قرن‌های خیلی دور است.

وی اظهار کرد: اگر تاریخ اجرا و مصرف موسیقی را بررسی کنید، می‌بینید که کاربرد ابتذال گونه این هنر خیلی بیشتر از کاربرد خالص و اصیل آن بوده است، چراکه همیشه قدرت در دست عیاشان و خوشگذران‌هایی بوده که موسیقی را وسیله‌ای برای عیاشی‌های خود کرده بودند.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی خاطرنشان کرد: با پیروزی انقلاب، امام راحل(ره) تلاش کردند، این وضعیت موسیقی را بهبود ببخشند، با انقلابی در این عرصه، جلوی افراط‌ها و تفریط‌ها را درباره موسیقی بگیرند، حتی گروه موسیقی با سازهای موسیقی در حضور امام(ره) نواختند که این کار واکنش بعضی علمای قم را به دنبال داشت.

آیت‌الله علم‌الهدی با بیان اینکه ما بعد از پیروزی انقلاب خواستیم ابتذال را از موسیقی جدا کنیم، به وضعیت نامطلوب کنسرت‌ها در تهران هم اشاره و اظهار کرد: ما انقلاب کردیم و خیلی از موضوعات دگرگون شد، اما متاسفانه با وجود اینکه اصراری که امام(ره) بر انقلاب در عرصه موسیقی داشتند، در مقام اجرا به دست ابتذال کشیده شد، حالا تصور کنید این ابتذال کنار قبر مطهر امام هشتم (ع) در مشهد اتفاق بیفتد، چه می‌شود؟

وی افزود: من حدود ۱۴ سال است که در مشهد هستم، بسنجید که در این مدت آموزشگاه‌های موسیقی چقدر در این شهر توسعه پیدا کرده، من اگر با اصل موسیقی مخالف بودم باید جلوی آموزش موسیقی را هم می‌گرفتم، درباره کنسرت‌هایی هم که در مشهد جلوگیری شد، کنسرت‌های تهرانی و غیر بومی بوده است.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: بنده قوه مجریه نیستم، حکومت هم دست من نیست، من نماینده ولی فقیه در استان هستم و وظیفه ارشادی و پاسخگویی به مقلدین مقام معظم رهبری را در خراسان رضوی دارم، حتی رهبری تاکید زیادی دارند که ما در عزل و نصب‌ها دخالت نداشته باشیم.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: شما اهالی موسیقی کمک کنید و موسیقی را از این ذلت نجات دهید، موسیقی امروز وسیله ابتذال، شهوترانی و فحشا شده، موسیقی را نجات دهید من هم در این راه به شما کمک می‌کنم.

وی افزود: اگر بعد از ۴۰ سال که از پیروزی انقلاب می‌گذرد، موسیقی از ابتدال جدا و وارد نقش اصلی خود شود خواهید دید که جایگاه موسیقی‌دان‌ها بلندترین جایگاه می‌شود.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه اخرین بحثی که درباره موسیقی در شورای فرهنگ عمومی استان داشته‌ایم منجر به تشکیل کارگروه ویژه‌ای در این زمینه شد، ادامه داد: این کارگروه یک کارگروه جا افتاده و قوی متشکل از فقها و اهالی موسیقی به دبیری مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان است و قرار شده شرایط را بررسی کنند تا به یک جمع‌بندی خوبی برسیم که هم دغدغه اهالی موسیقی برطرف شود و هم این شهر و این استان، میدان ابتذال نشود.

آیت‌الله علم‌الهدی به موسیقی زیرزمینی در استان هم اشاره و اظهار کرد: عناصری که در موسیقی زیرزمینی فعال هستند آنقدر از آن راه درآمد دارند و به آن ابتذال عادت کرده‌اند که اگر به آنها بگویید، کنسرت در مشهد نه تنها جایز بلکه واجب هم شده تمایلی به آن نشان نمی‌دهند، نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی استان پای کار هستند شما هم اگر می‌خواهید این عناصر شناسایی کرده، با آنها برخورد شود، کمک کنید.

وی گفت: من گلایه دارم، در این شهر موسیقی آزاد است، حتی در ۳ تا از دانشگاه‌های بزرگ این شهر که من عضو هیات امنای یکی از آنها هم هستم، کانون موسیقی وجود دارد من هم مخالفتی ندارم، اگر به گفته خودتان نسل جوان به سمت دیگری می‌رود و هرزه می‌شود، شما که اساتید موسیقی هستید و آموزشگاه موسیقی دارید، چرا این آموزش‌ها را ترویج نمی‌کنید که جوان و نوجوان ما موسیقی را در محیط سالم آموزش ببیند؟ چه کسی جلوی این فعالیت شما را گرفته است؟

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی افزود: فضای آموزش موسیقی در خراسان رضوی باز و بدون محدودیت است، اما آن طور که باید وارد عمل شوید، نشده‌اید، پاسداری از حرمت موسیقی تکلیف وجدانی نسل سلف موسیقی از گذشته تاکنون بوده است، اما متاسفانه روزی که موسیقی ابزارابتذال و مجالس میگساری پادشاهان شد پیشینیان موسیقی نه تنها از آن پاسداری نکردند، بلکه به خاطر پول و مادیات با آن جریان همراهی هم کردند، ودر غیر این صورت امروز موسیقی به عنوان یک جریان قدیس در جامعه شناخته میشد.

آیت‌الله علم‌الهدی اضافه کرد: شما یک حرکتی در موسیقی انجام داده و این هنر را از ابتذال جدا کنید، من از شما می‌خواهم روی موسیقی تعصب داشته باشید و نگذارید بیش از این در ابتدال باقی بماند، البته در این راه ضربه می‌خورید و خیلی از منافع خود را از دست می‌دهید اما خدمت بزرگی به موسیقی و هنر می‌کنید.

وی بیان کرد: امکانات نظام در خدمت شما است تا بتوانید موسیقی را به جایگاه اصیل و والای خود بازگردانید، خیلی از حرکت‌ها از مشهد سرچشمه گرفته و موفق هم بوده و این حرکت شما یک سکوی حرکت و الگو برای موسیقی در کل کشور می‌شود.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: انقلاب به گردن شما حق دارد و آن حق این است که موسیقی را از آن حالت نفرت مذهبی خارج کرد، جایگاه موسیقی امروز با ۷۰ سال پیش قابل مقایسه نیست و این تحولی است که به وسیله انقلاب ایجاد شد و در واقع جزو دستاوردهای انقلاب است.

آیت‌الله علم‌الهدی یادآور شد: بیشتر شما نسل جوان موسیقی و کسانی هستید که سر سفره این انقلاب هنرمند شده‌اید، بررسی کنید، ببینید چقدر از این هنرتان را درراستای ترویج و توسعه اصول انقلاب به کار گرفته‌اید، بعضی‌ها خیلی به انقلاب و دفاع مقدس کمک کردند، اما خیلی از کسانی که سر این سفره به هنر و تخصص رسیده‌اند، هیچ اقدامی درراستای انقلاب نداشته‌اند و این کفران نعمت انقلاب است، پس کارتان را با همه قدرت و توان ادامه دهید.

رابطه انقلاب و هنرمندان یک ارتباط دوسویه و تعاملی است

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی نیز در ادامه این نشست گفت: انقلاب اسلامی به تعبیری یک نعمت الهی بوده که بستر رشد و تعالی هنر را فراهم کرده است.

جعفر مروارید با بیان اینکه رابطه انقلاب و هنرمندان یک ارتباط دوسویه و تعاملی است، افزود: انقلاب شرایط رشد هنر را فراهم و آن را از ساختارهای دولتی و محدود خارج کرد و در نتیجه هنر بعد از انقلاب مردمی شد.

وی اظهار کرد: محتوای غنی انقلابی و معارف دینی و مضامین انسان‌ساز را بااید بعد از انقلاب به غنای هنر ایرانی افزود، از طرفی هنرمندان هم پیام رهایی‌بخش، عدالت اجتماعی و انسان‌سازی انقلاب را در زیباترین قالب‌ها برای جامعه بیان کردند.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی با تصریح این مطلب که هنر با قلب و روح و فطرت انسانی سر و کار دارد، اضافه کرد: هنر فطرت انسانی را مورد خطاب قرار می‌دهد.

مروارید گفت: در دیار خراسان و مشهد هنرمندان و اصحاب موسیقی همواره با رعایت شئونات این شهر فعالیت کرده‌اند، اگر فرهنگ در مشهد به یک تعادل و آرامش برسد فضای فعالیت های مختلف هنری، اقتصادی و اجتماعی بیش از پیش فراهم می‌شود.

در خراسان رضوی ۶۳ آموزشگاه موسیقی دارای مجوز فعالیت دارند

معاون امور هنری و سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی هم گزارشی از وضعیت موسیقی در استان داد و گفت: در این استان، ۶۳ آموزشگاه موسیقی دارای مجوز فعالیت دارد که ۸۰۰ نفر از اساتید در این آموزشگاه‌ها فعالیت می‌کنند.

محمدرضا محمدی ادامه داد: جمعیت اصحاب موسیقی در خراسان رضوی ۱۵ هزار نفر است و حدود ۴۰ هزار هنرجوی موسیقی در این استان داریم.

آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله موسوی خوئینی هر دو از یاران نزدیک امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بوده اند و مرور مسئولیت هر دو بزرگوار در دوران امام گواه شدت و میزان این قرابت است. اتفاقی که در روزهی اخیر افتاده(فارغ از مناقشات بر سر چرایی و چگونگی انتشار مصاحبه)، نقد یکی از این بزرگان بر دیگری و عدم تحمل این نقد توسط کسانی است که خود را از نزدیکان آن شخصیت در عالم سیاست می دانند.

 

در این مورد چند نکته وجود دارد:

1-آیت الله موسوی خوئینی پیش از نقد آیت الله هاشمی؛ عشق و علاقه آن مرحوم به نظام و انقلاب، سینه سپر کردن او در این راه و عدم هراسیدن از فحاشی ها و تهمت ها-صفاتی که جزو ارکان ثابت سخنان هواداران هاشمی است- را یادآور می شود و اما کسی این بخش از سخنان او را نمی بیند، بلکه بر عکس، صرفا نسبت به نقدها واکنش نشان داده می شود؛ گویی جز «هوادار سینه چاک» یا «مخالف سرسخت» گزینه دیگری وجود ندارد.

2-تمام این واکنش های عصبی و خشمگنانه نشان می دهد که علی رغم تمایل مردم، تاریخ پژوهان و تحلیل گران به انتشار واکاوی اسناد و روایات تاریخی، هنوز ظرفیت لازم برای این حرکت ایجاد نشده است.

گویی زمان حال و آینده، در گروگانِ گذشته است و آنچنان در این گذشته ی تاریخی فرو مانده ایم که هر روایت متفاوتی را با پرخاش پاسخ می دهیم تا مبادا دنیای تصوراتمان بشکند.

خوشمان بیاید یا نه، اگر می خواهیم علل ریشه ای مشکلات فعلی را شناخته و آنها را حل کنیم، مجبوریم که این داروی تلخ را بنوشیم و بسیاری از کلیشه ها را کنار بگذاریم؛ مجبوریم که از سنگرها بیرون بیاییم و پا به میدان واقعیت بگذاریم. در این مسیر شخصیت های نسل اول که خود مستقیما درگیر قضایا بوده اند صالح ترین افرادند؛ مورد اخیر یعنی سخنان آیت الله موسوی خوئینی و واکنش ها به آن، نشان داد که هنوز فضای سالم و بلوغ لازم حاصل نشده و این می تواند منجر به بیم و احتیاط هر شخصیت بزرگواری در این سطوح، برای بیان نقدها و سخن های ناگفته شود.

فراموش نکنیم که هرگونه جناح بندی و طیف گذاری سیاسی در صورتی قابل اعتناست که بر روی پایه هایی استوار و آبدیده ایستاده باشد، نه بر روی دنیای رفاقت ها و کلیشه ها.

فراموش نکنیم که نقد و اشکال-که بنا به فرمایش امام یک هدیه الهی است-، از عظمت هیچ شخصیت تاریخی نمی کاهد؛ خواه هاشمی رفسنجانی باشد، خواه موسوی خوئینی. پس چرا به جای استدلال و منطق، تیغ بکشیم؟!

البته شخص آیت الله هاشمی با صدها یا هزاران مصاحبه در طول عمر خویش ارج گذاری و پایبندی اش به این شیوه ی نقد و سخن را ابراز کرد ولی گویا این روحیه ی پر تحمل و با اعتماد به نفس به کمتر به دیگران انتقال یافته باشد.

انتهای پیام

رسول منتجب نیا روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار سیاسی ایرنا، اظهارداشت: به واسطه انعطافی که اتحادیه اروپا در رابطه با ایران نشان داده و ریسکی که در مقابل حملات آمریکا پذیرفته است، باید از دستگاه دیپلماسی تقدیر کرد.


«حمید بعیدی نژاد» سفیر جمهوری اسلامی ایران در لندن در توئیتی تایید کرد: بر اساس اطلاعات رسمی، ثبت کانال ارتباطات مالی آلمان، انگلیس و فرانسه با ایران به پایان رسیده است.
وی با بیان اینکه باید راهکار کانال مالی اروپا با ایران عملیاتی شود، گفت: فراهم شدن زمینه ای برای فعالیت شرکت های ایرانی در زمان تحریم جای خوشحالی دارد، اما این راه باید به مرحله عمل برسد تا بتوان به صورت کامل به آن اطمینان کرد.
قائم مقام عزب اعتماد ملی با بیان اینکه ایجاد کانال سازوکار مالی با اروپا نشان از موفقیت دولت دارد، توضیح داد: در روزهایی بسیار حساس کنونی که در بخش های مختلف، نگرانی داریم، ایجاد سازوکار مالی با اروپا می تواند تا حدی امیدوار کننده باشد.
منتجب نیا تاکید کرد: محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و معاونین وی فعالیت های چشمگیری در عرصه سیاست خارجی داشتند و توانستند در این عرصه به خوبی عمل کنند؛ در شرایطی که آمریکایی ها در حال وارد کردن فشارهای مختلف هستند، سربازان عرصه دیپلماسی اتحادیه اروپا را اقناع کردند که در برابر فشارها بایستند.
وی عملکرد تیم دیپلماسی دولت در برخورد با تحریم ها را موفق دانست و افزود: از دوستان مجلسی و خارج از مجلس می خواهیم که برخوردی مثبت داشته باشند و سربازان نظام در میدان دیپلماسی را مورد حمایت قرار دهند، تا بتوانند به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنند؛ برخی اقدامات تضعیف کننده و رنجش آورد هستند، می توانند علاوه بر کُند کردن روند، موجب دلسردی فعالان عرصه دیپلماسی نیز شود.
به گزارش ایرنا، این کانال که تحریم های آمریکا را دور می زند، تحت عنوان (INSTEX) ابزاری در حمایت از تبادلات تجاری- خواهد بود.
تارنمای آلمانی دویچه وله نیز نوشت: تعدادی از کشورهای اروپایی کانال معاملات با ایران را به رغم تحریم های آمریکا و به منظور تسهیل روابط تجاری با ایران راه اندازی کرده اند.
بر اساس گزارش ان دی آر، INSTEX ( اینستکس ) در پاریس مستقر خواهد بود و یک کارشناس بانکی آلمانی مسئولیت آن را برعهده دارد. انگلیس ریاست هیات نظارت را برعهده خواهند داشت.
دویچه وله نوشت: طرف اروپایی قصد دارد از این کانال ابتدا برای فروش مواد غذایی و دارویی و ابزار پزشکی به ایران استفاده کند اما امکان گسترش آن درآینده وجود دارد؛ این کانال مالی به کشورهای اروپایی اجازه می دهد به روابط تجاری با ایران ادامه دهند اما می توانند آنها را در مقابل واشنگتن قرار دهد.
معاون سیاسی وزیر امور خارجه پس از ثبت این سازوکار اظهار داشت: هدف از این ساز و کار آن است تا مجموعه دریافت‌ها و پرداخت‌های ایران که با اروپا صورت می‌گیرد، یعنی صادرات و واردات ما و همه آنها وارد این سازوکار مالی بشود و از طریق این ساز وکار تبادلات دوطرف صورت بگیرد.
عباس عراقچی افزود: قرار است تا سازوکار مشابه‌ای هم به این منظور در ایران تشکیل شود تا بتوانند تبادلات ریالی را برای طرف‌های ایرانی انجام دهد.
وی گفت: در حقیقت سیستمی را ایجاد می کند تا شرکت‌هایی که مایل باشند با ایران کار تجاری انجام دهند، تبادلات مالی خود را از طریق این سازوکار صورت دهند.

شلوغی مسجدالحرام نسبت به شب آخر قبل رفتنمان به عرفات چندبرابر است. اینجا که جمعیت را پخش دیدم، تازه فهمیدم چقدر باید شکر کرد که در عرفات و منا مشکلی برای ما نیفتاد. دیدن این همه آدم، معنی واقعی کلمه «جمعیت» را برایم روشن می‌کند.


وقتی می‌گوییم «جمعیت» دقیقا از چه حرف می‌زنیم/ پدر شیطان بی‌پدر را درآوردم!13970603000840 Test PhotoN

 

خبرگزاری فارس ـ گروه حج و زیارت: شلوغی مسجدالحرام نسبت به شب آخر قبل رفتنمان به عرفات چندبرابر است. اینجا که جمعیت را پخش دیدم، تازه فهمیدم چقدر باید شکر کرد که در عرفات و منی هیچ مشکل خاصی برای خودم، کاروان ما و زائران ایرانی نیفتاد. دیدن این همه آدم، از این به بعد معنی واقعی کلمه جمعیت را برایم روشن می‌کند.

صبح که چشم باز کردیم، آخرین صبح منا بود که می‌دیدیم. ساعت هشت و نیم، سومین رمی جمراتمان را باید انجام می‌دادیم و بعد از رسیدن ظهر شرعی به مکه برمی‌گشتیم. مشغول صحبت با یکی از بچه‌ها بودم که وقت رفتن شد. کیسه سنگم را برداشتم، اما دیدم به زور، اندازه خودم سنگ دارد و برای نیابت آن خانم سنگی نیست. کلافه چند دور سنگ‌ها را شمردم، اما تعدادشان زیاد نشد. ناامید به یکی ـ دو نفر گفتم و از آنها چند سنگ گرفتم. بیشتر مانده بودم سنگ‌ها کجا رفتند که جوابی برایش پیدا نشد.

گروه امروز کوچک‌تر بود. اعتماد به نفس‌ها بالاتر رفته بود و خیلی‌ها، یواشکی و بدون اجازه و حتی با اجازه، خودشان رفته بودند و سنگ زده بودند. پرچم را برداشتم و راه افتادیم. گروه، پرانرژی بود و هوا به دلیل ساعت رفتنمان نسبت به دیروز خیلی خنک‌تر. به جمرات که رسیدیم از روزهای قبل شلوغ‌تر بود. جمره اصغر و اوسط را زدیم و من با پرچم به پیرمردها و پیرزن‌ها علامت می‌دادم که بروند برای جمره اکبر. همه هم گوش می‌کردند، اما این وسط پیرمردی آمد جلو و گفت تمام شد. گفتم چی؟ گفت هرسه تا را زدم. گفتم حاج اقا کدام سه تا. ما دو تا را زدیم. به سومی که نرسیدیم. خیلی جدی گفت نه. من اون و این و این را زدم. منظورش از اون که جمره اصغر بود. اما دستش دوبار این، که همان جمره اوسط بود را نشان داد. گفتم دومی را چرا دوبار زدی؟ گفت خب هم این‌ورش را زدم و هم آن‌ورش! بعد خندید و گفت: پدر شیطان بی‌پدر را درآوردم!


حجاج ایرانی در انتظار بازگشت از سرزمین منا به مکه مکرمه

کم کم از اول سفر یاد گرفتم برای بعضی پیرها نباید اشتباهشان را توضیح دهی. فقط باید بخواهی کار درست را هم انجام دهند. خنده‌ام را که جمع کردم، گفتم: حاج آقا پشت و روی آن یکی را هم صفا بده! بعد هم با دست نشانش دادم که کجا برود. گفت سه تا بیشتر می‌شود خب. اعمالم خراب بشود چی؟ گفتم خیالت راحت، آن قبلی را که پشت و رویش را زدی خدا یکدانه حساب می‌کند. شادمان و راضی تند رفت سمت جمره سوم. پیرمرد سرابی همسفر ما حدود ۸۰ سال دارد و کمی اختلال حواس.

امروز دشداشه مصری تنم بود و چون کلاه نداشتم، جواد چفیه نجفی را مدل بحرینی برایم بسته بود که سر و صورتم کمتر بسوزد. راه برگشت پیرزنی هن‌هن‌کنان خودش را کشید جلوی گروه و گفت: مادرجان! می‌گم تو اینقدر شبیه عرب‌ها هستی بیا یک زن عرب هم بگیر. خیلی مهربانند.

پیرمردی کنارش گفت چرا عرب؟ باید دختر ایرانی بگیرد و خلاصه افتادند به جان هم. بقیه هم می‌خندیدند. دیشب هم که نوشتم مجردها سوژه جمع بودند. آخر سخن اینکه به نظرم هیچ کاروان حج تمتعی نباید بدون پسر مجرد به حج برود، چون روزهای طولانی و جنس خستگی سفر، نیاز به موضوع مشترکی برای تعریف را متولد می‌کند و چه چیزی دم‌دست‌تر و جذاب‌تر و خنده‌دارتر از زن گرفتن پسرها برای یک کاروان. حرف‌های من تمام شد اما آن پیرمرد و پیرزن هنوز سر ملیت زن من مشغول به گفت‌وگو بودند. خدا این شادی‌ها را از این کاروان نگیرد!

کل اقامت ما در منا حدود ۶۰ ساعت بود. دو شبانه‌روز کامل و یک صبح تا ظهر. از رمی جمره سوم که آمدیم، باید وسایل را جمع می‌کردیم و آماده رفتن می‌شدیم. زیراندازم را که تا کردم، چشم‌هایم پر شد اشک. انگار روزها و هفته‌هاست که در مناییم. نیامده عادت کرده بودیم به این بیابان. به همین مساحت حدود هشت کیلومتری که تنها چهار و نیم کیلومترش مسطح است و در ایام حج طبق آمار، پرتراکم‌ترین نقطه روی کره زمین است. نزدیک سه میلیون نفر در چهار و نیم کیلومتر!

منا بیابانی بود که خدا در آن حجتش را به ما تمام کرد. در عوض، ما برایش قربانی کردیم. به شیطانِ از درگاهش رانده شده سنگ زدیم و سرهایمان را تراشیدیم. خدا در منا و عید قربان شادی در وجودمان دمید. روحیه خوب و سرزندگی. منا جایی بود که رحمت خدا را به سرمان بی‌واسطه حس کردیم و حالا باید تمام این حس‌های خوب و بزرگ را توی ساک دستی‌های کوچکمان کنیم، هشتاد سانتی متر مربع فضای شخصی خودمان در چادر را نظافت کنیم و برویم. اگر بازگشت به مکه نبود، قطعا خداحافظی از منا سخت‌تر از مدینه بود.

* * *

از حدود ساعت ۱۲ تا ۲ مستقیم زیر تیغ آفتاب بودیم. این جمعیت عظیم در چند ساعت قرار است به مکه منتقل شود و خب معلوم است چه خبر می‌شود. از دو تا چهار در سایه جا پیدا کردیم و بعد از کلی این‌ور و آن‌ور رفتن حدود چهار و نیم سوار اتوبوس شدیم. جا نبود و چند نفری که جوان‌تر بودیم، ایستادیم. دوساعت بعد به شهر خدیجه (س) رسیدیم. حالا هیچ کس وارد مکه نمی‌شود، جز با سرهای پایین افتاده؛ در حالی که حقیر و ذلیل و مسکین است.

* * *

قاعدتا امیدی به آسانسور نیست، وقتی چهارصد ـ پانصد نفر یکجا می‌خواهند بالا بروند. با خستگی از پله‌ها کشیدیم بالا. دوش گرفتیم و خوابیدیم. هنوز طواف و سعی صفا و مروه و طواف نساء مانده است تا اعمالمان کاملا تمام شود. به جز نماز مغرب و عشا و صبح از خواب بیدار نمی‌شویم. حدود ۱۴ ساعت، هر چهار نفرمان خوابیدیم. چهار روز گرما و جای تنگ و بی‌خوابی و پیاده‌روی‌های مکرر و ... حسابی کوفته‌مان کرده بود.

با گلودرد بلند شدم. از اتاق که بیرون رفتم چند نفر از پیرهای کاروان را دیدم که سرحال و خندان قدم می‌زنند. خجالت کشیدم از خودم. کمرم را راست کردم و شانه‌هایم را باز. لبخند زدم و سلام دادم. واقعیت اما این است که خدا خودش دست پیرها را در این سفر پرفشار می‌گیرد. خدا هوای مهمان‌های سن بالایش را بیشتر دارد. به نظرم، بیشتر دوستشان دارد حتی وگرنه طبق روال عقلی هیچ کدام از پیرها در حج نمی‌توانستند قدم از قدم بردارند.


ازدحام جمعیت در مطاف مسجدالحرام

دیشب تصمیم گرفتم بروم برای طواف و سعی صفا و مروه. روحانی کاروان موافق بود و مدیر مخالف. چند نفری که رفته بودند از ازدحام عجیبی حرف می‌زدند. مدیر می‌گفت در طواف باید با پای خودت راه بروی و اگر با جمعیت حرکت داده شوی، طواف باطل است. درست هم می‌گفت و به خاطر همین، نظرش این بود که فردا شب بروم. با این حال گفتم می‌روم حرم، اگر می‌شد که خب اعمال را هم انجام می‌دهم. دنبال وسیله‌ای در کیفم بودم که چشمم به کیسه‌ای ناآشنا افتاد. داخلش را نگاه کردم و دیدم سنگ است. سنگ‌های همان خانم. مانده بود توی کیفم و من از بقیه سنگ گرفته بودم. راه افتادم سمت حرم. مکه هنوز شهر پیاده‌هاست؛ لااقل تا فردا شب.

* * *

نزدیک مسجدالحرام که می‌رسم تازه می‌فهمم در عرفات و منا چه خبر بود. شلوغی مسجدالحرام نسبت به شب آخر قبل رفتنمان به عرفات چندبرابر است. اینجا که جمعیت را پخش دیدم، تازه فهمیدم چقدر باید شکر کرد که در عرفات و منی هیچ مشکل خاصی برای خودم، کاروان ما و زائران ایرانی نیفتاد. دیدن این همه آدم، از این به بعد معنی واقعی کلمه جمعیت را برایم روشن می‌کند.

رفتم داخل مطاف. تصورم این بود که نتوانم. جمعیت خیلی به هم فشرده بود. ده دقیقه‌ای طول کشید تا به دایره طواف بین کعبه و مقام برسم. هنوز شروع نکرده لباس از عرق به تنم چسبید. بسم‌الله و سبحان‌الله گویان جلو رفتم و بسم‌الله و سبحان‌الله گویان تمام کردم. طوافم در آن ازدحام به راحتی انجام شد، اما برای نماز طواف نیم ساعتی طول کشید تا به پشت مقام برسم و جا پیدا کنم. نماز را هم که خواندم رفتم برای سعی صفا و مروه. تمام طبقات مملو از جمعیت بود.


جمعیت حجاج در مسعی (سعی صفا و مروه)

ازدحام این قدر بود که در قسمت هروله مردها رو به جلو نمی‌رفتند و درجا می‌دویدند. یاد درجا دویدن‌های ورزش صبحگاهی مدرسه افتادم. به لطف خدا صفا و مروه هم تمام شد. چیزی برای تقصیر نداشتیم. نه مو و نه ناخن. خدا هم چیزی به گردنمان نگذاشته بود. دشداشه‌ام را چک کردم تا ببینم از فشار جمعیت پاره نشده باشد. خسته آمدم بیرون. روحانی سیدی از ایران داشت می‌آمد داخل مسجدالحرام. عربی جلویش مکث کرد. چیزی گفت و بعد دست و صورتش را بوسید. احتمالا از شیعیان عربستان بود. خسته‌تر از این بودم که بروم و بپرسم.


من و عبدالرحیم، حاجی سودانی

دیشب با تنها کسی که در حرم حرف زدم، عبدالرحیم سودانی بود. بین طواف و سعی به بهانه عکس آمدم صحبت کنم اما حتی یک کلمه هم انگلیسی نمی‌دانست. فقط اینکه عبدالرحیم اسمش بود و اهل خارطوم. وقتی گفتم ایران، گوشی‌اش را درآورد و دست انداخت روی شانه‌ام و عکس گرفت. آخرش هم موقع خداحافظی دست که دادیم نچ نچ کرد. دستش را ول کرد و عقب برد. دوباره دست دادم و باز نچ نچ کرد. کلافه شدم. آخر سر نشان داد که بزن قدش. منظورش این بود. من دستم را ثابت گرفتم و انگار بازی‌اش گرفته باشد، شترق کوبید کف دستم. خنده‌ام گرفت. مع‌السلام گفتیم و دوباره بلند بلند گفت ایران، ایران. ای کاش زبانش را می‌فهمیدم و کمی حرف می‌زدیم.


نشانه‌گذاری روی چادر بانوان ایرانی همین‌قدر ناجور است!

راه برگشت به هتل شارژ گوشی‌ام تمام شد. در مسیر به دو صحنه‌ای که در صفا و مروه دیدم فکر می‌کردم. کاروان لبنانی و اندونزیایی با لباس‌های زیبا و دلنشین و منظم و در مقابل اسم‌های یاجوج و ماجوج مدیر کاروان‌های ایرانی که با سنجاق قفلی و کوک درشت و کج پشت چادرها دوخته شده. در این سفر هر چقدر بیشتر می‌گذرد، بیشتر از این قضیه لباس و نشان حرص می‌خورم. نشان‌های کاروان‌های ایرانی در حج، بی‌شک، زشت‌ترین منظره حج است. شک نکنید، آن هم با فاصله بسیار زیاد و دست‌نیافتنی. بگذریم، البته اگر بتوانم!


نظم زائران اندونزیایی و لباس متحدالشکل آن‌ها در حج

با طواف و سعی، بوی خوش هم بر من حلال شد. بعد از یک هفته بالاخره خودم را با صابون عادی و شامپو شستم. طبق عادت دستم را پر کردم شامپو، اما روی سرم که گذاشتم دیدم از مو خبری نیست. برای کله کچل «تی» بیشتر به کار می‌آید تا شامپو!

برای خودم تنهایی زیر دوش می‌خندم و می‌روم که بخوابم. از حجة‌الاسلام من فقط طواف نساء مانده. روحانی کاروان گفت بگذار چند روز دیگر که خلوت شود قشنگ. بعد هم ریز خندید و گفت طواف نساء به کار شما که فعلا نمی‌آید. دیر هم بشود مشکلی نیست، مگر اینکه حرف گوش کنید!

سجاد محقق